آدمک
درباره وبلاگ

برای\\"خـود \\" زندگی کردن ، عاقبتش همین افسردگی است! بیا برای \\"خـــدا \\" زندگی کنیم.!
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خوش یهتی و آدرس ganjcity.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 58
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 65
بازدید ماه : 65
بازدید کل : 37015
تعداد مطالب : 125
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1


خوش یهتی
خوش یهتی سکده
دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 14:42 ::  نويسنده : EH3@N       

تنها به علت آنکه شخصیت بزرگ ،روح بلند و انسان پرشکوه تحملش برای اشخاص حقیر ، ارواح زبون و آدمک های خوار و دلیل شکنجه آور است


و احساس بودن آنها عقده های حقارت و پوچی را همچون ماران خوشه دار به خشم می آورد


و دیواره جانشان را نیش می زنند


و از شدت درد دیوانه و هار می شوند


و آنگاه با کشتن و سوختن و پوست کندن و شمع آجین کردن آنها که بودنشان برای این زبونان جرم است آرام می گیرند،ء


لذت می برند و شفا می یابند و آن وقت سه میلیاردشان نوکر دو سه تا جانور خونخوار نامردی می شوند


مثل نرون و چنگیز و تیمور و هلاکو و خلیفه و قیصر و چومبه و متمدن هایش ،استالین و هیتلر و نیکسون و هیث و ...همه بردگان رام و زبون فرعون یا قارون یا بلعم باعور!ء


آری ،ء


من از نورم ،ء


ذاتم از آتش پاک و زلال بی دود است ،ء


من این لجن های مجسم پلید پست را سجده کنم...؟ء


حالا این فرشته های دیگر هم که ظاهرا به حرف خدا گوش کردند


و شیطان را تنها گذاشتند ،دستشان روی دست اوست،ء


در کارشان خیانت می کنند،ء


دارند در ساختن آدمها کاری می کنند که حرف شیطان درست از آب در آید...ء


الان اگر خدا و شیطان بیایند و یک نگاهی به این بچه های حضرت قابیل بیندازند ،ء


شیطان سرش را بالا نمی گیرد و سینه اش را جلو نمی دهد؟ء


آن رجز تبارک الله احسن الخالقین برای همین ها بود؟ء


یا برای قربانیان بی دفاع اینها؟ء


برای تنهایانی که هنوز ناله دردشان را از اعماق سیاه این چاه ویل تاریخ می شنویم ؟ء


لحظه ای بعد که از گذر خیالی در رویا سریع تر گذشت ، ء


همگی در برابر تخت با شکوه نور ایستادند و فریاد بر آوردند: ء


بار الها می خواهی موجودی در زمین بیافرینی که دنیا را به گند و به خون کشد؟ء


و خداوند خدا با طنین استوار و بی تریدی فرمود : ء


من می دانم رازی را که شما نمی دانید...و ناچار در انتظار فاجعه همه خاموش ماندند!ء


















از کتاب هبوط شریعتی


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: